سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1945274
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند

      مؤ من و علمى كه از خود به يادگار مى گذارد

    در كتاب امالى از حضرت رسول الله (ص ) نقل شده است كه فرمود: مؤ من وقتى كه از دنيا رفت ، و از خود يك صفحه بجا گذاشته باشد كه در آن علمى باشد، آن صفحه روز قيامت سپرى مى گردد بين او و بين آتش ‍ دوزخ و خداوند متعال به هر حرفى كه در آن صفحه باشد، شهرى به هفت مرتبه وسيعتر از دنيا، به او عطا مى فرمايد، و هر مؤ منى كه ساعتى در نزد عالمى براى (طلب علم ) بنشيند پروردگار عزوجل به او ندا كند كه نشستى پيش دوستم ؟ قسم به عزت و جلالم تو را با او ساكن بهشتم گردانم و هيچ باكى ندارم .
    منبع: زهر الربيع ، ج دوم

     


    شش چيز پس از فوت مؤ من ثوابش به او ميرسد

    على عليه السلام فرمود: شش چيز پس از وفات مؤ من (ثوابش ) به او مى رسد:
    1- فرزندى (كه از خود باقى گذارد) تا براى او استفاده كند.
    2- كتابى (بنويسد) كه بعد از او بماند (و ديگران از آن استفاده كنند)
    3- درختى بكارد (كه ديگران از ثمراه اش بهرمند شوند).
    4- چاهى حفر كند (كه ديگران از آبش استفاده نمايند).
    5- صدقه جاريه (مانند ساختن مسجد و مدرسه و پل عبور...).
    6- سنت و كارخوبى كه پس از او بماند (و ديگران ) به آن عمل كنند.


    يوم الهدم

    بقيع

     

    تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ يوم الهدميعني روز ويران کردن ...

    در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام –  و بسياري قبور ديگرپرداختند . ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصرف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند .

    طبق نقل تاريخي آن ها در اين حمله چهر صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامي نبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ امملکه العربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلاي معلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروي شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعود برداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود)

    طبق نقل تاريخي وهابيون در اين حمله چهر صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و ... به يغما بردند.

    عثمان بن بشر از ديگر مورخان وهابي درباره حمله به كربلا چنين مي نويسد: "… گنبد روي قبر (يعني قبر امام حسين عليه السلام) را ويران ساختند و صندوق روي قبر را كه زمرد و ياقوت و جواهرات ديگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن هاي نفيس و جز آن‌ها يافتند، غارت كردند و نزديك ظهر از شهر بيرون رفتند در حالي كه قريب به 2000 تن از اهالي كربلا را كشته بودند."

    جالب اين جاست كه مورخ مزبور نام كتاب خود را "عنوان المجد في تاريخ نجد" گذاشته و از اين وقايع به عنوان نشانه‌هاي مجد و شكوه و عظكت وهابيت ياد كرده است!

    بارگاه ائمه بقيع

    اما اين فقط شيعيان و اماكن مقدسه آن‌ها نبودند كه وهابيان آثار مجد و شكوه خود را در آن به نمايش گذاشته‌اند، مكه مكرمه و طائف نيز از حملات آنان در امام نماند. "جميل صدقي زهاوي" در خصوص فتح طائف مي نويسد: "طفل شيرخواره را بر روي سينه مادرس سر بريدند، جمعي را كه مشغول فراگيري قرآن بودند كشتند، چون در خانه‌ها كسي باقي نماند، به دكان‌ها و مساجد رفتند و هر كس بود، حتي گروهي را كه در حال ركوع و سجود بودند، كشتند. كتاب‌ها را كه در ميان آن‌ها تعدادي مصحف شريف و نسخه‌هايي از صحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب فقه و حديث بود، در كوچه و بازارافكندند و آنها را پيمال كردند."

    سرزدن اين قبيل امور از پيروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نيست! تابعان كسي كه همه مسلمانان را كافر و مشرك مي دانست و مكه و مدينه را قبل از آنكه به دست وهابيان بيافتد، دارالحرب و دارالكفر!مي دانست. در كتاب "الدررالسنيه" مي خوانيم:

    "وي - محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و اله نهي مي‌كرد و از شنيدن آن ناراحت مي‌شد. صلوات فرستنده را اذيت مي‌كرد و به سخت‌ترين وجه مجازات مي نمود.

    حتي او دستور داد مرد نابيناي متديني را كه مؤذن بود و صوت خوشي داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پيامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسياري از كتب مربوط به صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله را به آتش كشيد و به هريك از پيروانش اجازه مي داد قرآن را مطابق فهم خود تفسير كند."

    محمد بن عبدالوهاب به نوبه‌ي خود در اعتقادات پيرو"ابن تيميه حنبلي" است، كه در قرن هشتم هجري مي‌زيسته است، از ابن تيميه عقايد جالبي نقل شده است. از جمله اينكه او خدا را جسم مي‌دانست! براي ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامه‌ي حود مي گويد: "ابن تيميه را بر منبر مسجد جامع دمشق ديدم كه مردم را موعظه مي‌كرد و مي‌گفت: خداوند به آسمان دنيا مي‌آيد، همان گونه كه من اكنون فرود مي‌آيم! سپس يك پله از منبر پائين مي‌آمد!"

    عقايد او آنچنان سخيف و بي‌مقدار بود كه خود اهل سنت وي را به زندان افكندند و در رد او كتب متعددي را به رشته تحرير درآوردند.

    محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و اله نهي مي‌كرد و از شنيدن آن ناراحت مي‌شد. صلوات فرستنده را اذيت مي‌كرد و به سخت‌ترين وجه مجازات مي نمود.

    اين قطره‌اي كوچك از مرداب اعتقادات و عملكرد وهابيان در طول اين ساليان است. در طول اين دوران دانشمندان زيادي چه شيعه و چه سني به نقد عقايد وهابيت دست زده‌اند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ داده‌اند. يكي از شبهات آنان مسأله‌ي بناء بر قبور است. آن‌ها ساختن بنا اعم از مسجد يا غير آن را بر قبر حرام  مي‌دانند. در اين نوشتار سعي مي كنيم پاسخي مناسب به شبهه‌ي مذكور بدهيم. نخست آنكه: اين شبهه‌ي آنان را صريح آيه‌ي 21 سوره كهف دفع مي‌نمايد، كه در خصوص ماجراي اصحاب كهف از قول مومناني كه مي‌خواستند ياد اصحاب كهف را گرامي دارند مي فرمايد: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا (بي ترديد بر روي قبور آنان مسجدي بنا مي كنيم) دوم آنكه: هنگام ظهور اسلام و در دوران فتوحان اسلامي بناهايي بر قبور انبياء گذشته وجود داشت. از جمله مي‌توان به قبر حضرت داوود و حضرت موسي در بيت المقدس اشاره نمود. جالب اينجاست كه خليفه دوم كه طبق نظر اين آقايان از صحابه است و معصوم، خود براي انعقاد پيمان صلح به بيت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامي در راستاي از بين بردن اين قبور به عمل نياورد…

    اما به راستي قومي كه در تاريخ نه چندان طولاني خود، چنان كه از زبان مورخين خودشان شنيديم قرآن‌ها را در خيابان‌ها لگد مال ساختند و در قتل عام پيروان علي عليه السلام و ساير خلفا فرقي نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو مي كردند، شايستگي اين را دارند كه مخاطب يك استدلال قرآني و يا حتي تاريخي قرار گيرند؟!

    از در گاه خداوند متعال مسألت داريم كه فتنه‌ي آنان را هر چه زودتر ريشه كن فرمايد و آنان را به اعقابشان كه پيشگامان احراق و هدم و غارت بودند، ملحق فرمايد. آمين

     

    منبع: سايت "اميدواران"


    الف - تذکرات اخلاقي

    1) توجه :

    زائران گرامي که به سفر حج تمتع يا عمره مفرده مشرف مي شوند، قبل از هرچيز بايد به عظمت و معنويت اين سفر روحاني، توجه داشته باشند. توجه به اينکه به چه سفري مي روند واين سفر عرفاني چه برکات و فوائدي را مي تواند براي آنان به همراه داشته باشد، ضروري است. «توجه داشتن و غافل بودن»، اولين گام در سير و سلوک است. بدين ترتيب زائر خانه خدا بايد با هوشياري و توجه کامل، از فريضه انسان سازحج، کمال بهره برداري را بنمايد تا علاوه بر اينکه عبادت او مورد پذيرش حضرت حق واقع شود، پيشرفت قابل ملاحظه اي نيز در سير و سلوک داشته باشد.

    2) تفکر :

    سفر معنوي حج، فرصت بسيار مناسبي براي تفکر است. تفکر، در آموزه هاي ديني از اهميت والايي برخوردار است. خداوند تعالي، در آيات متعددي از قرآن کريم، فلسفه نزول قرآن را، تفکر بر مي شمارد. چنانکه در آيات متعددي، انسان را به سبب بي توجهي و عدم تفکر مواخذه مي کند. هم چنانکه در آيات متعددي، تفکر را ويژه انسان هاي خردمند و خردپيشه مي داند.
    انسان بايد با سلاح تفکر به مبارزه با شيطان بپردازد. خصوصاً کسي که به حج مشرف مي شود بايد بيش از ديگران خود را به سلاح تفکر مجهز نمايد. گاهي اوقات عدم تفکر موجب مي شود حج گزار از ناحيه ي عباداتي که انجام مي دهد، فريب شيطان را بخورد. اساساً کسي که اهل تفکر نباشد، نمي تواند توجه و آگاهي پيدا کند و به ورطه غفلت کشانده مي شود. بنابراين زائر خانه خدا بايد در شبانه روز،ساعتي يا ساعاتي را به تفکر اختصاص دهد و با خود بينديشد که هدف از خلقت او چيست؟ براي چه در اين دنيا آمده است؟ و به کجا خواهد رفت؟ بايد در مورد حرکتي که به سوي خدا دارد فکر کند. به زاد و توشه اي که در اين راه پر مشقت لازم دارد، بينديشد. در مورد اسرار و رازهاي شگفت نهفته در فريضه انسان سازحج تفکر کند تا اعمالي که به جا مي آورد علاوه بر صحت فقهي، از حقيقت و کمال معنوي نيز برخوردار شود و داراي صحت اخلاقي نيز باشد و مقبول درگاه پروردگار متعال گردد.

    3) محاسبه نفس :

    کسي که مي خواهد به حج يا عمره مشرف شود، بايد قبل از سفربه محاسبه نفس بپردازد. يعني از اعمال و احوال خود، بازرسي دقيقي به عمل آورد و بنگرد که آيا عباداتي نظير نماز، روزه، خمس، صله رحم ونيکي به ديگران و ساير عبادات را به نحو صحيح انجام داده است؟ آيا اموال و دارايي او حلال است؟ آيا ديگران به ويژه نزديکان و وابستگان او از وي راضي هستند؟ و بدين صورت قبل از سفر به سوي خداوند متعال، متوجه اعمال خويش گردد و ضمن محاسبه آن اعمال با خود بينديشد که اگر به جاي سفر حج، به عالم برزخ وارد مي شد، وضع او چگونه بود؟
    «يا ايها الذين امنو اتقو الله و لتنظر نفس ما قدمت لغدٍ و اتقوا الله ان الله خبيرٌ بما تعملون - اي کساني که ايمان آورده ايد، تقواي الهي پيشه کنيد و هر کس بايد بنگرد که براي فردا، چه عملي پيش فرستاده است. تقواي الهي پيشه کنيد که خداوند به اعمال شما آگاه است.» (حشر/18).
    بنابراين آيه شريفه، هر انساني بايد بنگرد که آيا در محضر خداوند قادر مي تواند پاسخگوي رفتار، گفتار و کردار خويش باشد؟ و سپس براين اساس به اصلاح اعمال خود بپردازد و سعي کند خداوند متعال و بندگان خداوند را از خود راضي نموده و آنگاه آماده سفر حج يا عمره شود و به تعبير زيباي اميرمومنان (ع): «به حساب اعمال نفس خود رسيدگي کنيد و از آن بخواهيد که وظايف و مسئوليت هاي خود را انجام دهد و ازآنچه رفتني و تمام شدني است براي آنچه ماندني و جاودان است بهره برگيرد، و پيش از آنکه برانگيخته شويد، توشه راه و سفر را برداريد وخود را آماده و مهيا سازيد.» (غررالحکم، 4779)

    4) توبه :

    کسي که مي خواهد عازم مکه شود، نبايد در نامه اعمال خود، هيچ گناهي را باقي گذارد. «يا ايها الذين امنوا توبوا الي الله توبه نصوحاً- اي کساني که ايمان آورده ايد! به درگاه خداوند توبه کنيد؛ توبه اي نصوح و خالصانه.» (تحريم /8) اگر زائر خانه خدا قبلاً از شيطان و هواهاي نفساني پيروي کرده و مرتکب گناه شده است، قبل از تشرف به حج شايسته است که از معاصي گذشته توبه نمايد و در برابر رحمت خداوند رحمان و رحيم شرمسار و خجالت زده باشد. و مطمئن باشد که اگر واقعاً توبه نمايد، خداوند گناهان او را مي آمرزد و پرونده سياه و پر از گناه او را به پرونده اي روشن و درخشان - که صفحه اول آن مزين به توبه است - مبدل مي سازد:
    «الا من تاب و آمَنَ و عمل عملاً صالحاً فاولئک يبدل الله سيئاتهم حسناتٍ و کان الله غفوراً رحيماً- کساني که توبه کنند و ايمان آورند و کارهاي شايسته انجام دهند، خداوند بدي هايشان را به نيکي ها تبديل مي کند و خداوند آمرزنده و مهربان است.» (فرقان/70) و انجام حج يا عمره با چنين پرونده درخشاني بهتر و بيشتر مورد قبول خداوند واقع مي شود، چرا که بنابر فرموده رسول خدا (ص) «نزد خداوند هيچ چيز محبوب تر از مرد يا زن توبه کننده نيست». (بحارالانوار، ج6، ص 21)

    5) اجتناب از گناه :

    پس از آنکه زائر خانه خدا از گناهان گذشته خود توبه کرد و مشرف به سفر حج يا عمره شد، بايد مراقبت و مواظبت کامل ازاعمال و رفتار خود داشته باشد. از هرگونه گناه و معصيتي اجتناب نمايد و خداوند سبحان را ناظر براعمال خود ببيند. نکته مهمي که بايد توجه داشت اين است که اگر کسي متّقي شود و تقوا را در عمق جان خود رسوخ دهد، بنابر فرمايش قرآن کريم به مقام فرقان دست مي يابد. يعني حالتي در او به وجود مي آيد که ناخودآگاه بين حق و باطل تميز مي دهد و الهامات رحماني را از وسوسه هاي شيطاني تشخيص مي دهد. و به اين ترتيب مي تواند وظيفه و مسئوليت «مراقبه» را به خوبي انجام دهد. چنين کسي وقتي درمراسم حج و عمره، لبيک مي گويد، مي تواند پاسخ دلنشين خداوند متعال را باگوش دل و جانِ خويش بشنود. بنابراين زائرخانه خدا بايد متقي شود و توجه داشته که گناه موجب سقوط و ظلمت است و اين ظلمت، مانع رسيدن رحمت خداوند متعال به او مي شود. از اين رو بايد از همه گناهان مخصوصاً گناهاني نظير سوء ظن، بداخلاقي، غيبت، تهمت، استهزاء، سخن چيني، اهانت و ... پرهيز کند و اگر خداي نخواسته گناهي براي او پيش آمد، فوراً به فکر جبران و تدارک آن باشد، يعني از رحمت خداوند مايوس نشود و مجدداً توبه نمايد و با حفظ توبه مايوس نشود و مجدداً توبه نمايد و با حفظ توبه خود مراقبت کند که در سراشيبي گناه واقع نشود. گناه متعدد و گناه روي گناه و خصوصاً توجيه گناه، آدمي را سياه بخت و حج و عمره او و بلکه همه اعمال او را ضايع خواهد کرد.

    6) ذکر :

    دوام ذکر واستمرار ارتباط با خداوند متعال و قطع ارتباط با غيرخداوند، در اين سفر معنوي از اهميت فراواني برخوردار است. چرا که باعث مي شود، انسان مورد توجه خداوند واقع شود «فاذکروني اذکرکم- مرا ياد کنيد تا شما را ياد کنم.» (بقره /152) کسي که به حج يا عمره مشرف مي شود بايد دنيا و تعلقات دنيوي و مادي مربوط به آن را رها کند و دائماً در حالت ذکر و به ياد خداوند سبحان باشد و او را تحميد و تسبيح نمايد و به اين وسيله، آمادگي و آرامش لازم براي درک معنويت حج و عمره را به دست آورد و از اضطراب ها و تشويش هاي ماديت و دنياگرايي رهايي پيدا کند. نماز و دعا و تلاوت قرآن در ايجاد و استمرار اين ارتباط و حالت ذکر، نقش برجسته اي دارد. بنابراين حج گزار نبايد از خواندن نماز اول وقت و نماز شب و ساير نمازهاي مستحب غافل شود. و نيز نبايد از تلاوت قرآن غفلت نمايد و دست کم در اين سفر روحاني، يک دوره قرآن کريم را تلاوت و ختم نمايد و در مفاهيم و آيات شريفه، تا حدي که براي او ممکن است دقت و تدبر کند و چنانکه رسول خدا (ص) فرموده اند: «عليک بتلاوه القران و ذکر الله کثيراً فانه ذکر لک في السماء ونور لک في الارض - برتو باد به تلاوت قرآن و بسياري ذکر و ياد خداوند؛ زيرا که آن در آسمان براي تو نام و آوازه خواهد بود و در زمين موجب نور و روشنايي براي توخواهد شد.» (الخصال، ص 525).
    البته نکته مهم در مساله «ذکر»، توجه به حقيقت ذکر است. رسول خدا (ص) دراين باره مي فرمايد: «من اطاع الله عز و جل فقد ذکر الله و ان قلت صلاته و صيامه و تلاوته للقرآن - هر کس خداوند را اطاعت و فرمانبرداري کند، به درستي که ذکر خدا کرده است، هر چند نماز خداوند و روزه گرفتن و قرآن خواندنش، اندک باشد.» (بحارالانوار، ج77، ص 86) و بايد توجه داشته باشيم که روي گرداني از ياد و ذکر خداوند تعالي آثار و تبعات وحشتناک و شکننده اي دارد که مهم ترين آن، همنشيني و همراهي شيطان با انسان است: «و من يعش عن ذکر الرحمن نقيض له شيطاناً فهو له قرين- هر کس از ياد خداوند رحمان، روي گرداند، شيطاني را بر او مي گماريم تا همدم و همراه او باشد.» (زخرف/36)

    7) دعا :

    دعا، مغزعبادات و خواسته و محبوب الهي و بهترين عبادت و کليد رستگاري و چراغ تاريکي و سلاح مومن و قائمه دين و به تعبير بلند قرآن کريم، وسيله جلب توجه خداوند تعالي است: «قل ما يعبوا بکم ربي لولا دعاوکم ...- بگو اگر دعاي شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايي به شما نمي کند» (فرقان/77)
    و حتي امام باقر (ع) در پاسخ به اين سئوال که زياد تلاوت قرآن کريم بهتر است يا زياد دعا کردن؟ با استناد به همين آيه شريفه فرمودند: دعا کردن. (بحار الانوار، ج93، ص 299) بهترين دعاها که بايد در مواقع استجابت دعا به آن اهميت داده شود، دعا براي ظهور و فرج حضرت ولي عصر «ارواحنافداه» است که استجابت همه دعاهاي ديگر را نيز در بر دارد بعد از آن مي توان به دعا براي عافيت، حسن عاقبت، کسب تقوا، رفع صفات رذيله و تقرب الي الله به عنوان بهترين دعاها اشاره نمود. همچنين زائران گرامي بايد دعا براي ديگران را مقدم بر دعاي براي خود بدانند و براي رفع گرفتاري ها و رنج هاي شخصي و اجتماعي مومنان دعا نمايند. امام صادق (ع) نقل فرموده اند که حضرت زهراي اطهر (س) هرگاه به دعا بر مي خاست، براي مردان و زنان مومن دعا مي کردند و براي خودشان دعا نمي فرمود. در اين باره از آن حضرت سئوال شد حضرت زهرا (س) فرمودند: اول همسايه سپس خانه. (بحارالانوار، ج93، ص 388).

    8) توسل :

    توسل به عترت طاهره (س) وسيله ارتباط با خداوند است: «يا ايها الذين امنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله- اي کساني که ايمان آورده ايد! تقواي الهي پيشه کنيد و براي تقرب ونزديکي به او، وسيله و واسطه بجوييد.» (مائده/35) و رسول خدا (ص) هم فرموده اند: «امامان و رهبران اين امت از نسل حسين بن علي (ع) هستند. هر که آنان را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده وهر که آنان را نافرماني کند، خداوند را سرپيچي کرده است. آنان دستگيره محکم اند و آنان وسيله تقرب و نزديکي به خداوند عزوجل هستند» (عيون اخبار الرضا (ع)، ج2، ص 52) بنابراين بايد با توسل به واسطه اهل بيت (ع) به درگاه خداوند رفت. توسل به آن ذوات مقدس در استجابت دعا و استغفار و قبولي حج و عمره تاثير فراواني دارد و ازبرترين توسلات، دعا و استغفار در مراقد و مزارات مطهر آنان است که در حقيقت دعا و استغفار در محضر آن ها است. ازاين رو به زائران محترم توصيه مي شود خصوصاً زماني که در مدينه منوره به سر مي برند، از توسل به حضرات معصومين (ع) غفلت نمايند.

    9) اخلاص :

    حج و عمره بايد تنها و تنها، براي رضا خداوند متعال به جا آورده شودو هيچ رنگي جز رنگ خدا که بهترين رنگ هاست نداشته باشد. کسي که به مکه مي رود بايد ناخالصي ها را از نيت و قصد خود پاک کند و حج يا عمره خود را فقط براي اطاعت فرمان الهي انجام دهد. چراکه اگر غير از اين باشد، به تعبير رسول خدا (ص) مورد قبول خداوند واقع نخواهدشد: «اذا عملت عملاً فاعمل لله خالصا لانه لا يقبل من عباده الاعمال الا ما کان خالصاً- هرگاه عملي را انجام دادي، آنها را تنها براي خداوند انجام ده، زيرا او تنها، اعمالِ خالص بندگانش را مي پذيرد.» (بحارالانوار، ج77، ص 103).
    اگر حج يا عمره کسي جنبه تفريحي پيدا کند يا براي به دست آوردن عنوان و شهرت يا براي تجارت و استراحت و مانند اين ها باشد، يا تکرار آن از شان او بالاتر باشد، حقيقتِ عباديِ خود را از دست مي دهد و به ظاهري بدون مغز و قالبي پوچ تبديل مي گردد و به اين ترتيب نابود مي گردد و به تعبير اميرمومنان (ع): «ضاع من کان له مقصد غيرالله- هر کس مقصد و هدفي غير از خداوند داشته باشد، ضايع و تلف و نابود مي شود. (غررالحکم، 5907)
    بنابراين شايسته است مومنين به جاي حج استحبابي متعدد يا عمره هاي مکرر، از همنوعان به ويژه بستگان ونزديکان خويش دستگيري کنند و آنان را در مشکلات و رنج هايشان ياري نمايند.

    10) اغتنام فرصت :

    شايسته است زائران گرامي در اين مدت کوتاه، فرصت ها را غنيمت دانسته و از دست ندهند و نسبت به حضور همراه با توجه و ادب در حرم هاي شريفه و انجام اعمال و مستحبات مکه مکرمه و مدينه منوره و احياء و شب زنده داري در ايام حج و عمره غفلت نورزند و وقت خود را به بطالت نگذرانند و به جاي حضور بيش از اندازه در بازار و محل اقامت و مکان هاي ديگر، به عبادت در حرمين مشغول باشند. و از برکات معنوي آن دو مسجد شريف بهره بگيرند و فرصت کوتاه و زودگذراين سفرمعنوي را غنيمت بشمارند و از آن به خوبي بهره برداري نمايند. امير مومنان (ع) مي فرمايند: «انتهزوا فرص الخير فانها تمر مر السحاب- فرصت هاي خوب را دريابيد، زيرا فرصت ها همچون ابر مي گذرند.» (غررالحکم، 2501)

    11) حضور قلب :

    زائر مکه و مدينه، بايد بيش از هر زمان ديگر، در استمرار و افزايش حضور قلب خود، سعي نمايد و توجه داشته باشد که در محضر خداوند تعالي و معصومين (ع) است و گفتار وکردار و افکار و نيات او در محضر آن بزرگواران مي باشد و از اين جهت بايد با دلي پاک، ضميري خالص و با آمادگي کامل به دو حرم شريف و قبرستان بقيع وارد شود و ادب حضور را مراعات نمايد و بداند که خداوند متعال فرموده است: «و قل اعملوا فسيري الله عملکم و رسوله و المومنون - و بگو عمل کنيد! خداوند و رسول او و مومنان (که اهل بيت (ع) هستند)، اعمال شما را مي بينند.» (توبه/105) لذا با حضور قلبِ هر چه بيشتر از فيض آن اماکن مقدس براي سلوک معنوي خود بهره گيرد. چنانکه در زيارت جامعه کبيره خطاب به آن بزرگواران مي گوييم: «بکم يسئلک الي الرضوان» و در دعاي ندبه مي خوانيم: «فکانوا هم السبيل اليک و المسلک الي رضوانک.» از آن ذوات مقدس براي سير و سلوک و کمک و مساعدت بطلبد.

    12) حسن خلق :

    زائران خانه خدا بايد از نظر اخلاقي، نمونه و اسوه باشند و در عمل، موجب اعتلاي آبروي اسلام و مسلمانان وتشيع و نيز مايه زينت و فخر ائمه طاهرين (ع) باشند. امام صادق (ع) خطاب به شيعيان مي فرمايند: «اي جماعت شيعه! مايه آبروي ما باشيد نه باعث بدنامي ما. با مردم به زيبايي و خوبي، سخن بگوييد. زبان هايتان راحفظ ومواظبت کنيدو آن ها را از بيهوده گويي و سخنان زشت، باز داريد.» (الامالي صدوق، ص 327) بنابراين لازم است زائرين گرامي به حکم آيه مبارکه «انما المومنون اخوه...» (حجرات/10) با يکديگر رفتاري همراه با گذشت و بردباري، ايثار و فداکاري، حُسن خلق و مهرباني داشته باشند و عطوفت و مهرورزي و محبت در ميان آنان حکمفرما باشد. و بدانند که به فرموده امام حسن عسکري (ع): «شيعه علي (ع) هم الذين يقتدون بعلي (ع) في اکرام اخوانهم المومنين - شيعيان علي (ع)، آنانند که در اکرام و احسان وگرامي داشت برادران مومن خويش به علي (ع) اقتدا مي کنند.» (بحارالانوار، ج68، ص 162) و در حقيقت همانگونه که خداوند تعالي هميشه به بندگان خويش نيکي و خوبي مي کند، آنان نيز به همديگر نيکي و خوبي مي نمايند و به دنبال فسادانگيزي و شر و بدي نيستند چرا که خداوند مفسده انگيزان را دوست نمي دارد: «و احسن کما احسن الله اليک و لا تبغ الفساد في الارض ان الله لايحب المفسدين» (قصص/77)

    ب - تذکرات فقهي

    13) رعايت عفاف و پوشش اسلامي و اخلاقي براي همگان اعم از مردان و زنان لازم و ضروري است. به ويژه بانوان محترمه بايد با چادر مشکي که نشانه و نمادِ بارز عفاف است، باشند و ارتباط آنان با نامحرم به اندازه متعارف و به قدر ضرورت باشد.
    14) انجام هر عملي که موجب وهن شيعه و بي احترامي به پيشوايان دين و اولياء معصومين (ع) و هتک شيعيان مي شود، جايز نيست؛ بنابراين زائران بايد از اموري نظير دست کشيدن و بوسيدن در و ديوار حرمين شريفين، ضريح پيامبر اکرم (ص) و نرده هاي بقيع و يا نماز خواندن در قبرستان هاي بقيع وابوطالب و نيز برداشتن خاک از بقيع يا ساير امکان متبرکه و اعمالي ازاين قبيل جداً پرهيز نمايند.
    15) شايسته است انسان به نيابت از انبياي عظام و حضرات ائمه معصومين (ع) و اولياي الهي و بزرگان دين، حج مستحب يا عمره مفرده يا طواف مستحب به جا آورد.
    16) يکي از شرايط قبولي حج و عمره، استفاده از مال حلال و اداء واجبات مالي براي اين سفر معنوي است و اگر کسي بامال غصبي يا با مالي که خمس يا زکات آن را نداده است، به حج يا عمره مشرف شود، هر چند حج و عمره او صحيح است، ولي گناه بسيار بزرگي مرتکب شده که ثواب حج و عمره نمي تواند موجب جبران آن گناه شود و خداوند سبحان چنين حج و عمره اي را قبول نمي کند.
    17) کسي که تاکنون مقلد هيچ يک از فقهاي عظام نبوده، براي انجام اعمال حج يا عمره بايد از يک مجتهد جامع الشرايط زنده تقليد کند و اعمال گذشته را حمل بر صحت نمايد.
    18) کسي که حجه الاسلام «حج واجب» برذمه اش باشد و موفق به انجام آن نشده باشد، واجب است پيش از مرگ خود به انجام آن وصيت کند. و بر ورثه او واجب است حج او را از اصل باقيمانده اموال وي ادا کنند، هر چند وصيت نکرده باشد.
    19) بيرون بردن قرآن و ديگر اشياء از مسجدالحرام و مسجد النبي (ص) جايزنيست و موجب ضمان مي باشد.
    20) برداشتن سنگ از صفا و مروه جايز نيست و به طور کلي برداشتن هر شيئي که بدون اجازه، از آن دومسجد شريف و يا ساير مکان هاي مکه و مدينه برداشته شود، موجب ضمان است.
    21) مستحب موکد است که نمازهاي پنجگانه در مسجد الحرام و مسجدالنبي خوانده شود و سزاوار نيست مومنين فضيلت نماز در اين دو مسجد گرانقدر را از دست بدهند.
    22) شرکت در نماز جماعت اهل سنت که در حرمين شريفين برگزار مي شود، مستحب است و زائرين گرامي بايد نماز را به همان صورتي که آنان مي خوانند، بخوانند. ولي اکتفا کردن به آن نماز صحيح نيست و بايد اعاده کنند.
    23) هنگام اقامه نماز جماعت مسجدالحرام و مسجدالنبي (ص) خروج از اين دو مسجد جايز نيست همچنين سزاوار نيست زائرين، هنگام برگزاري نماز جماعت به کارهاي ديگري نظير مراجعه به بازار و نظاير آن بپردازند.
    24) سجده بر انواع سنگ هايي که در مسجد الحرام و مسجد النبي (ص) به کار رفته است، صحيح مي باشد.
    25) استفاده از مهر،حصير، کاغذ و نظائر آن براي سجده در مسجدالحرام و مسجدالنبي (ص) موجب انگشت نما شدن و وهن شيعه مي شود و جايز نيست.
    26) در راه رفت و برگشت سفر حج و عمره، در هواپيما، اگر وقت نماز واجب تنگ باشد، زائرين مي توانند به همان صورتي که در صندلي نشسته اند، نماز خود را بخوانند و رعايت قبله و ساير موارد لازم نيست. بلکه اگر مسئولين هواپيما اجازه ندهند، قبله يابي، ايستادن و ... جايز نيست.
    27) زائران مي توانند نماز خود را در تمام شهر جديد و قديم مکه و مدينه و مکان هايي که بعداً به اين شهرها افزوده مي شود، به صورت تمام بخوانند، بلکه تمام خواندن نمازها، افضل و بهتر است.
    28) روزه مستحب مسافر صحيح است و نياز به قصد ده روز ندارد. بنابراين کسي که در مکه يا در مدينه حضور دارد، مي تواند بدون قصد يا نذر، روزه مستحب بگيرد، هر چند روزه قضا بر عهده داشته باشد.
    29) هر غسلي - چه واجب و چه مستحب- کفايت از وضو مي کند و مي شود با آن، طواف و نماز واجب و مستحب را به جا آورد، مگر غسل استحاضه. بنابراين اگر کسي با غسل احرام يا غسل زيارت يا غسل طهارت و نظائر آن طواف کند يا نماز بخواند، طواف و نماز او صحيح است، گرچه بهتر است وضو هم بگيرد.
    30) کسي که از ترک محرمات حج يا از به جا آوردن اعمال حج به طور متعارف معذور است، نظير اينکه بايد در حال احرام، زير سايه برود يا در طواف و رمي نايب بگيرد، يا به ناچار بايد بعد از نيمه شب از مشعر به مِني برود، مي تواند نايب شخص ديگري شود و حجّي که مطابق وظيفه و طبق فتواي مرجع تقليد خودش به جا مي آورد، کافي از حجّ منوبٌ عنه مي باشد. همچنين نايب شدن مرد از طرف زن يا زن از طرف مرد در حج يا عمره يا برخي اعمال، اشکال ندارد.
    31) انجام حج در هر سال براي کساني که حجّ واجب خود را به جا آورده اند، مستحب است، بلکه ترک حج را به جا آورده اند، مستحب است، بلکه ترک حج در پنج سال متوالي مکروه است. ولي در شرايطي که عزيمت به حج موجب تاخير نوبت کساني مي شود که تاکنون به حج مشرف نشده اند، سزاوار است به جاي حجّ مستحب، عمره مفرده يا کار خير ديگري انجام شود.
    32) انجام حجّ مستحب يا عمره مفرده براي زن شوهردار يا زني که در عده طلاق رجعي است، نياز به اذن شوهر دارد. ولي اذن شوهر براي زني که در عده طلاق بائن يا وفات است، شرط نيست.
    33) اگر انجام حجّ مستحب يا عمره مفرده فرزند، موجب آزار و اذيت پدر و مادر شود و يا او را از رفتن نهي نمايند، رفتن او اشکال دارد.
    34) حجّ مستحب و عمره مفرده را مي توان به نيابت ازافراد بي شماري به جا آورد و فرقي نمي کند که آن افراد قبلاً حج يا عمره به جا آورده باشند يا خير. همچنين مي توان ثواب حج وعمره را به ديگران هديه نمود، گرچه در حين عمل يا بعد از اتمام آن باشد.
    35) عمره مفرده بر کسي واجب نيست، گرچه استطاعت آن را داشته باشد يا براي حجّ نايب شده باشد، ولي به جا آوردن آن خصوصاً در ماه رجب مستحبّ است.
    36) در هر زماني - حتي در ايّام حجّ تمتّع- مي شود عمره مفرده به جا آورد. و فرقي نمي کند کسي که مي خواهد عمره مفرده به جا بياورد. اهل مکّه باشد يا نباشد و قبل از عمره تمتّع باشد يا بعد از آن. و بالاخره در هر زماني انجام عمره مفرده جايز است.
    37) لازم نيست فاصله اي بين دو عمره مفرده يا عمره تمتّع و عمره مفرده باشد. بنابراين هر روز مي شود به نيّت خود يا ديگران، عمره مفرده به جا آورد. بلکه در شبانه روز مي توان چندين عمره مفرده به جا آورد و قصد رجاء هم لازم نيست.
    38) حجّاج بايد براي تعيين روز عرفه و عيد قربان و ساير ايّام حج، تابع اعلام کشور سعودي باشند وهماهنگ باساير حجّاج عمل کنند. و لازم نيست شيعيان در اين امور تحقيق کنند و نبايد به شک يا گمان خود اعتنا نمايند، بلکه اگر بر فرض نادر يقين به خلاف کنند، انجام اعمال در همان ايّام صحيح است.
    39) حدودي که اهل سنّت براي عرفات و مشعر و مني و مسلخ و مانند اينها تعيين کرده اند، کفايت مي کند و لازم نيست شيعيان در اين امور تحقيق کنند و نبايد به شک يا گمان خود اعتنا نمايند بلکه بر فرض نادر يقين به خلاف پيدا کنند، انجام اعمال درهمان حدود تعيين شده کفايت مي کند.
    40) همه جاي مسجد الحرام مطاف است. بنابراين طواف - چه واجب و چه مستحب - در پشت مقام ابراهيم (ع) و مکان هاي دورتر مسجد و در طبقات بالا هم صحيح است. گرچه بهترين مکان براي طواف، بين خانه کعبه ومقام ابراهيم (ع) است.
    41) کارهايي که اهل وسواس براي به دست آوردن محاذات حجرالاسود انجام مي دهند، مثل اينکه توقف مي کنند يا عقب و جلو مي روند چه قبل از شروع طواف باشد و چه در بين طواف، حرام است.
    42) در حال طواف لازم نيست در همه حالات، شانه چپ طواف کننده به طرف کعبه معظّمه باشد و اگر در موقع دور زدن به واسطه رسيدن به حجر اسماعيل يا رسيدن به گوشه هاي خانه کعبه و نظائر آن شانه چپ طواف کننده قدري از سمت کعبه خارج و يا متمايل به پشت شود، اشکال ندارد. و به طور کلّي طواف کننده بايد به طور متعارف و همان طور که همه مسلمين طواف مي کنند، دور بزند و از کارهايي که اهل وسواس مي کنند، پرهيز نمايد.
    43) اگر طواف کننده به واسطه کثرت جمعيت، بي اختيار به اين سو و آن سو کشيده شود يا در حال اقامه نماز طواف قدري جابه جا شود، طواف و نماز طواف او صحيح است.
    44) نماز طواف واجب بايد پشت مقام ابراهيم (ع) خوانده شود. ولي لازم نيست حتماً نزديک مقام ابراهيم (ع)باشد، بلکه نماز طواف در پشت مقام ابراهيم (ع) و دو طرف آن تا آخر مسجدالحرام و در همه طبقات مسجد صحيح است. هر چند بهتر است در صورتي که امکان آن باشد و مزاحمتي براي نمازگزار و ديگران ايجاد نشود، نماز طواف در پشت مقام ونزديک به آن خوانده شود.
    45) نماز طواف مستحبّ رادر همه جاي مسجدالحرام مي شود خواند، گرچه بهتر است در صورت امکان و در صورتي که مزاحمت براي ديگران ايجاد نشود، پشت مقام ابراهيم (ع) و هرچه نزديک تر به آن خوانده شود.
    46) نماز طواف واجب را مي توان به جماعت خواند. به شرط آنکه امام جماعت هم مشغول خواندن نماز طواف واجب يا سايرنمازهاي واجب يوميّه باشد.
    47) لازم نيست در نماز طواف مرد جلوتر از زن بايستد و اگر زن برابر مرد يا جلوتر بايستد، نماز هر دو صحيح است.
    48) کثيرالشّک، در عدد شوط هاي (دورهاي) طواف و سعي، نبايد به شک خود اعتنا کند و بايد بنا را بر آنچه به نفع اوست بگذارد.
    49) قطع طواف مستحب به جهت رفع حوائج مسلمانان، جايز بلکه مستحب است وقطع طواف واجب به جهت رفع حوائج مسلمانان، اگر قبل از شرط چهارم باشد، جايز بلکه مستحب است، ولي بعد از اتمام شوط چهارم، جايز نيست.
    50) انجام طواف نساء و نماز آن در حجّ تمتّع و عمره مفرده بر همه - اعمّ از مرد و زن، پير و جوان و بالغ و نابالغ - واجب است.
    51) سعي مستحبّ نداريم و شاسته است کساني که سعي واجب خود را انجام داده اند، مکان سعي را براي سايرين که سعي واجب دارند، ترک نمايند.
    52) مکان سعي، حدّ فاصل دو کوه صفا و مروه است. و فرقي نمي کند که در طبقه اوّل باشد يا در طبقات بالا و اگر در آينده طبقات فوقاني اضافه شود يا زيرزمين در اين مکان احداث شود، سعي از آنجا هم صحيح است. و همچنين اگر مکان سعي عريض ترشود، گرچه از دو کوه صفا و مروه بگذرد، سعي در آنجا نيز صحيح است.
    53) کسي که سعي صفا و مروه به جا مي آورد، لازم نيست در هر شوطي روي کوه صفا يا مروه برود و همين مقدار که از ابتداي سراشيبي صفا شروع و به ابتداي سراشيبي مروه ختم کند و يا به عکس، يک شوط محسوب مي شود.
    54) مُحرم مي تواند قبل از تقصير خودش، مو يا ناخن ديگري را به عنوان تقصير کوتاه نمايد و ضرري به احرام خود يا ديگري نمي زند.
    55) محلّ احرام حج، شهر مکّه مکرّمه است و در هر موضع از شهر مکّه حتّي نقاط تازه ساز، انجام احرام کفايت مي کند. ولي مستحبّ است در مسجد الحرام و نزد مقام ابراهيم (ع) يا در حجر اسماعيل (ع) باشد.
    56) مرد مُحرم اگر در روز مسير ميقات تا مکّه را طي مي کند يا در حال مسافرت ديگري باشد، نمي تواند در ماشين سقف دار بنشيند ولي سايه قرار دادن او در مکّه يامکان ديگري که براي استراحت و ... اسکان مي کند و يا در شب (بين راه مکّه) اشکال ندارد و کفّاره هم ندارد همچنين سايه قرار دادن زن ها و بچه هاي مُحرم - اعمّ از دختر و پسر - در هر زماني اشکال ندارد.
    57) افراد دائم السّفر که به واسطه شغل خود، زياد از مکّه خارج مي شوند نظير راننده ها و متصدّيان امور حجّاج، مي توانند بدون احرام از ميقات گذشته و وارد مکّه شوند.
    58) احرام عمره درهمه مکان هاي توسعه يافته اي که امروزه به عنوان مسجد شجره شناخته مي شود، صحيح است و لازم نيست حتماً در مکان مسجد قبلي باشد. همچنين لازم نيست که احرام در مسجد شجره يا ساير مواقيت باشد، گرچه بهتر است. بنابراين اشخاص جنب و حائض بايد نزديک مسجد و يا در حال عبور از مسجد محرم شوند.
    59) پوشيدن چيزهايي که به آن ها لباس نمي گويند نظير کمربند، زانوبند، مُچ بند، فتق بند، هميان، کوله بار، ساعت و مانند اينها براي محرم مانعي ندارد، هر چند دوخته باشد.
    60) کسي که در اثر بيماري، قادر به نگهداري از پول خود نيست مي توانند لباس کوچکي که براي نگهداري ادرار استفاده مي شود بپوشد، هر چند آن لباس دوخته باشد.
    61) کسي که در اثر بيماري، قادر به نگهداري بول يا باد معده خود نيست، يک وضو يا غسل براي انجام طواف و نماز طواف او کفايت مي کند، هر چند آن طواف، طواف واجب باشد. همچنين اگر بدن و لباس او نيز مرتباً نجس مي شود، مي تواند با همان بدن و لباس، طواف را ادامه دهد.
    62) طواف با چيز نجسي که جزو لباس طواف کننده نيست، صحيح است. مثل دربغل گرفتن بچه با بدن و لباس نجس يا همراه داشتن انگشترو عينک و دستمال نجس و نظائر آن.
    63) رطوبت هايي که در اثر شستشوي کف مسجدالحرام يا مسجد النبي (ص) ايجاد مي شود، محکوم به طهارت است و اجتناب از آن ها لازم نيست.
    64) گره زدن لباس احرام اشکال ندارد، گرچه گره نزدن آن مخصوصاً گره نزدن لنگ بهتر است. همچنين قرار دادن سنگ و اشياء مانند آن در لباس احرام و بستن آن با نخ و کش و امثال آن و يا وصل کردن دو طرف جامه احرام با سنجاق و نظاير آن به همديگر، اشکال ندارد.
    65) کفّارات انجام محرّمات احرام مربوط به وقتي است که آن محرّمات با علم و عمد و با اختيار و بدون عذر، انجام شود.ولي اگر از روي جهل يا نسيان يا عذر واقع شود، به صحّت عمره ضرري نمي رساند وکفّاره نيز ندارد.
    66) رمي تمامي ديواري که در مِني ساخته اند و ديواري که احياناً در آينده اضافه مي شود و رمي از طبقه دوم و طبقات که احياناً در آينده اضافه مي شود، جايز است.
    67) قرباني در هر نقطه از مِني - مسلخ جديد و قديم - و حدودي که اهل سنت براي مسلخ تعيين کرده اند، جايز است، ولي در مکان ديگري خارج از مِني جايز نيست.
    68) ذبح قرباني با کاردهاي استيل که آهني بودن آن مشخص نيست و نيز ذبح قرباني با وسايل ماشيني - در صورت رعايت احکام ذبح- جايز است.
    69) در عمره مفرده و عمره تمتّع، فقط تقصير (کوتاه کردن موي سر)، جايز است و حَلق (تراشيدن سر) جايز نيست، ولي در حجّ واجب، مردها بين حلق و يا تقصير مخيّرند، هر چند سال اوّل حجّ آن ها باشد يا نايب باشند. ولي زن ها بايد تقصير کنند و حلق براي آن ها کافي نيست.
    70) کساني که از حجّ تمتّع يا عمره مفرده به وطن خود باز مي گردند، بايد از نظر رفتار و گفتار و روش و منش و خلاصه در اخلاق فردي و اجتماعي، سرمشق و نمونه براي ديگران بشوند. حُسن خلق و مهرباني و گذشت و ايثار و فداکاري را سرلوحه اعمال خود قرار دهند و با اهتمام به فرائض ديني نظيرنماز خصوصاً نماز جماعت، اهميّت اين فرائض را به طور عملي به ديگران بياموزند. غفلت از نماز و ساير واجبات يا اهميّت ندادن و کوچک شمردن خمس و زکات، يا عدم رسيدگي به همنوعان يا عدم اجتناب از گناه و يا عدم پرهيز از رذائل و مفاسد اخلاقي، بعد از اتمام حج يا عمره، حاکي از اين است که زائر بهره اي از حج يا عمره خود نبرده است. همچنين بانوان بايد پس از بازگشت از حج يا عمره، در حجاب و عفاف اسوه و نمونه ديگران واقع شوند.


    ایدیولوژی چه رابطه ای با جهان بینی دارد؟

    ایدیولوژیها و مکتبها، زاده جهان بینیها هستند و به بیان دیگر تکیه گاه ایدیولوژی‏ها جهان بینی‏هاست

    اگر از شخصی که به یک ایدیولوژی معتقد است بپرسید که چرا به این ایدیولوژی پیوستی و به آن دیگری نپیوستی، فوراً مسأله دیگری را مطرح می‏کند که آن جهان بینی است.

     ایدیولوژیها و مکتبها، زاده جهان بینیها هستند و به بیان دیگر تکیه گاه ایدیولوژی‏ها جهان بینی‏هاست.

    جهان بینی؛ یعنی نوع برداشت و تعبیر و یا نوع تحلیلی که یک انسان درباره هستی و جهان و درباره انسان و جامعه و تاریخ دارد.

    جهان‌بینی به ما خبر می‌دهد از اینکه چه هست، و چه نیست، چه قانونی بر جهان و بر انسان حاکم است،

    افراد و گروهها جهان بینی‌هاشان مختلف است؛ چنانکه گروهی جهان را به  گونه‌ای  تفسیر می کنند که گروه دیگر گاهی کاملا در مقابل آنها واقع می‌شود.

    اگر جهان بینی مختلف باشد، ایدیولوژی مختلف است، چون تکیه گاه و پایه‌ای که ایدیولوژی از جنبه فکری بر آن استوار است جهان بینی است، زیرا ایدیولوژی یعنی مکتبی که بایدها و نبایدها را مشخص می‏کند. مکتبی که انسان را به یک هدفی دعوت می‏کند و برای رسیدن به آن هدف راهی ارایه می‏دهد.

    تمام این چراها را «جهان بینی» پاسخ داده، می گوید: وقتی من می گویم اینچنین باش، چون هستی این چنین است،

    ایدیولوژی می‏گوید. چگونه باید بود؟ چگونه باید زیست؟ چگونه باید شد؟ چگونه باید ساخت؟ (از ماده سازندگی)؛ یعنی خود را چگونه باید بسازیم؟ طبق چه الگویی باید بسازیم؟ جامعه خودمان را چگونه باید بسازیم؟ ایدیولوژی به این امور پاسخ داده، می‏گوید: این چنین باش، این چنین زندگی کن، این چنین شو، اینچنین خود را بساز، این چنین جامعه خود را بساز.

    اینها همه «چرا» دارد؛ ایدئولوگ مکبت  می‌گوید اینچنین باش، و فرد می‌گوید چرا باید اینچنین باشم و آنچنان نباشم؟ می‌گوید این چنین زندگی کن، می‌پرسد چرا این چنین زندگی کنم؟ چرا آنچنان زندگی نکنم؟ می‌گوید اینچنین بشو، اینچنین خود را بساز، اینچنین هدف انتخاب کن...

    تمام این چراها را «جهان بینی» پاسخ داده، می گوید: وقتی من می گویم اینچنین باش، چون هستی این چنین است، ساختمان جهان اینچنین است، انسان چنین موجودی است، جامعه چنین حقیقت و ماهیتی دارد، چنین قوانین و سننی دارد، روان انسان چنین هویّت و چنین قوانین و سنتی دارد، جهان اینچنین یا آنچنان است.

    ایدیولوژی می‏گوید. چگونه باید بود؟ چگونه باید زیست؟ چگونه باید شد؟ چگونه باید ساخت؟

    جهان‌بینی به ما خبر می‌دهد از اینکه چه هست، و چه نیست، چه قانونی بر جهان و بر انسان حاکم است، چه قانونی بر جامعه حاکم است، حرکتها به سوی چه جهتی است، طبیعت چگونه حرکت دارد و اصلاً هستی چیست.

    هر طور که ما در مورد جهان بینی فکر کنیم ناچار ایدیولوژی‌‌ تابع جهان بینی ما خواهد بود؛ مثلاً امکان ندارد که انسان جهان را ماده محض بداند و انسان را مادی محض، ولی برای زندگی در جهان جاوید هم فکر کند که اگر می خواهد سعادت جاوید داشته باشد چنین و چنان باشد؛ چراکه با این نگرش دیگر سعادت جاویدی در کار نیست.

    بر این اساس است که می گویند ایدیولوژی زاده جهان بینی است. جهان بینی به منزله زیر بنای فکر است و ایدیولوژی به منزله رو بنا؛ یعنی در یک دستگاه فکر و اندیشه، جهان بینی حکم طبقه زیرین و ایدیولوژی حکم طبقه رویین را دارد که بر اساس آن و بنا بر اقتضایات آن ساخته شده است. اگر بخواهیم به تعبیر علمای قدیم خودمان بیان کنیم، باید این طور بگوییم که ایدیولوژی حکمت عملی است و جهان بینی حکمت نظری؛ حکمت عملی زاده حکمت نظری است، نه حکمت نظری زاده حکمت عملی.


    یك روز پس از بازگشت پیامبر(ص) و یارانش از جنگ "احد" به مدینه منوره، رسول خدا(ص) به یارانش دستور داد، آن هایی كه در جنگ احد حاضر بودند، لباس رزم بپوشند و آماده حركت برای غزوه دیگر باشند.

    با شكست سنگین مسلمانان در جنگ احد، به دست كفار و مشركان قریش، احتمال جرئت و جسارت سایر دشمنان اسلام و شبیخون آنان به مدینه، فراوان بود و همین امر، روحیه مسلمانان را تضعیف و روحیه دشمنان را تقویت كرده بود. ولی پیامبر اكرم(ص) با كاردانی و دور اندیشی ذاتی و خدادادی خویش، در صدد پیش گیری از تهاجم های احتمالی دشمن برآمد.

    با این كه بسیاری از مسلمانان مبارز و یاران پیامبر(ص) و خود آن حضرت، در جنگ احد، آسیب های زیادی دیده و به شدت زخمی و افتاده و تازه به مداوای زخم های خویش پرداخته بودند، پیامبر(ص)، آنان را به نبرد دیگری فراخواند و دستور داد تنها آن هایی كه در احد شركت داشتند، در این نبرد حاضر شوند و از پذیرفتن سایر مسلمانان و هم پیمانان آن ها خودداری كرد

    با این كه بسیاری از مسلمانان مبارز و یاران پیامبر(ص) و خود آن حضرت، در جنگ احد، آسیب های زیادی دیده و به شدت زخمی و افتاده و تازه به مداوای زخم های خویش پرداخته بودند، پیامبر(ص)، آنان را به نبرد دیگری فراخواند و دستور داد تنها آن هایی كه در احد شركت داشتند، در این نبرد حاضر شوند و از پذیرفتن سایر مسلمانان و هم پیمانان آن ها خودداری كرد.

    آن حضرت، سپاه خویش را آماده و تجهیز و به تعقیب مشركان مكه پرداخت، تا آنان را بیابد و انتقام نبرد احد را از آنان بگیرد.

    پیامبر(ص) تا سرزمین "حمراء الاسد" پیش رفت، ولی به مشركان دست نیافت و خبر تعقیب پیامبر(ص) به اطلاع آنان رسید و از شدت ترس و رعب انتقام مسلمانان، بر رفتن خود شتاب كرده و هر چه سریعتر از مدینه دور شده و به مكه معظمه بازگشتند.

    خبر تعقیب پیامبر(ص) به اطلاع آنان رسید و از شدت ترس و رعب انتقام مسلمانان، بر رفتن خود شتاب كرده و هر چه سریعتر از مدینه دور شده و به مكه معظمه بازگشتند

    پیامبر(ص) بدون دستیابی به دشمن، به مدینه مراجعه نمود، ولی به هدف مورد نظرش رسیده بود و آن عبارت بود از ایجاد رعب و وحشت در میان مشركان قریش و تقویت روحیه رزمندگان مسلمان و توجه و تنبه به سایر دشمنان اسلام.

    به گفته واقدی، این غزوه از هشتم شوال، در سی و دومین ماه حضور پیامبر(ص) در مدینه، آغاز شد و رفت و بازگشت آن حضرت به مدت پنج روز به درازا كشید.

    ولی، ابن حبیب بغدادی، تاریخ آغاز غزوه "حمراء الاسد" را شانزدهم شوال، ذكر كرده است.


    خندق

     

    همراهان عمرو بن عبدود كه هیچ باور نمى‏كردند پهلوان نامى و سالخورده عرب به این سرعت به دست پوردلاور ابو طالب و سرباز فداكار اسلام از پاى در آید، با اینكه هر كدام خود از جنگجویان و شجاعان محسوب مى‏شدند از ترس آنكه همگى به سرنوشت عمرو دچار گردند درنگ را جایز ندانسته و رو به فرار نهادند و برخى چون عكرمة بن ابى جهل و هبیرة بن ابى وهب براى آنكه بهتر بتوانند از آن معركه مرگبار بگریزند نیزه‏هاى خود را به زمین افكنده و گریختند و به هر زحمتى بود توانستند خودرا به آن سوى خندق و لشكر مشركین برسانند.

     تنها نوفل بن عبد الله بود كه هنگام پریدن از روى خندق پاى اسبش لغزید و او را به درون خندق انداخت، مسلمانان كه چنان دیدند نزدیك آمده و از هر سو به او سنگ مى‏زدند، نوفل كه چنان دید فریاد زد: خوب است شرافتمندانه‏تر از این مرا بكشید و یكى از شما به درون خندق آید تا من با او جنگ كنم.

    باز هم على (ع) پا به درون خندق گذارد و او را به قتل رسانید، و در نقل دیگرى است كه زبیر این كار را كرد و داخل خندق شده او را كشت.

    و چون عمرو به قتل رسید مشركین كسى را فرستادند تا جسد او را از پیغمبر به ده هزار درهم خریدارى كند، ولى رسول خدا (ص) پول آنها را قبول نكرد و جسد عمرو را به آنها داده فرمود :

    «لا نأكل ثمن الموتى» .

    [ما پول مردگان را نمى‏خوریم!]

    داستان دیگرى كه ضمیمه شد و احزاب را به فرار مصمم ساخت.

    كشته شدن عمرو بن عبدود و به دنبال آن نوفل بن عبد الله رعبى سخت در دل مشركین انداخت و فكر بازگشت و فرار به مكه را در مغز آنها پرورانید و در این خلال كه كار بر مسلمانان نیز سخت شده بود اتفاق دیگرى افتاد كه براى مسلمانان بسیار سودمند واقع شد و یكسره جنگ را به سود مسلمانان پایان داد و احزاب را فرارى داد، و آن اسلام یكى از سرشناسان قبیله غطفان ـ یعنى نعیم بن مسعود ـ بود.

    هنگام شام بود و رسول خدا (ص) نماز خفتن را خوانده و در فكر تنظیم سپاه و گماردن پاسداران آن شب براى نگهبانى بود كه دید شخصى به جایگاه او نزدیك گردید و چون جلو آمد خود را معرفى كرده حضرت دید نعیم بن مسعود است.

    نعیم آهسته به رسول خدا (ص) عرض كرد: من مسلمان شده‏ام ولى هنوز كسى از نزدیكان و قوم و قبیله‏ام از اسلام من مطلع نشده اینك آمده‏ام تا اگر دستورى فرمایى و كارى از من ساخته باشد انجام دهم!

    پیغمبر بدو فرمود: تو یك نفر بیش نیستى، اما اگر بتوانى به وسیله‏اى میان لشكر دشمن اختلاف بینداز، زیرا نیرنگ در جنگها به كار رود!

    و چون عمرو به قتل رسید مشركین كسى را فرستادند تا جسد او را از پیغمبر به ده هزار درهم خریدارى كند، ولى رسول خدا (ص) پول آنها را قبول نكرد و جسد عمرو را به آنها داده فرمود : [ما پول مردگان را نمى‏خوریم!]

    مأموریت نعیم بن مسعود

    نعیم كه گویا براى چنین كارى ساخته شده بود فكرى كرد و از جا برخاسته به دنبال این مأموریت تاریخى رفت، و آن را بخوبى انجام داد، بى آنكه كسى از اسلام و یا نقشه ماهرانه او با خبر شود.

    نعیم با یهود بنى قریظه سابقه دوستى و رفاقت داشت و آنها وى را از دوستان خود مى‏دانستند، از این رو بى‏درنگ خود را به یهود مزبور رسانده گفت: شما بخوبى مرا شناخته‏اید و سابقه دلسوزى و خیرخواهى مرا نسبت به خود دانسته‏اید، و مى‏دانید كه اگر سخنى خصوصى به شما بگویم فقط روى خیرخواهى و علاقه‏اى است كه نسبت به شما دارم!

    گفتند: آرى وفادارى و خیرخواهى تو نسبت به ما مسلم و معلوم است و هیچ گونه سوء ظنى در این باره به تو نمى‏رود، اكنون چه مى‏خواهى بگویى؟

    گفت: آمده‏ام تا به شما بگویم: شما با قبایل قریش و غطفان فرق دارید، زیرا اینجا سرزمین شما و شهر و دیار شماست،

    جنگ خندق

     زن و بچه و خانه و زندگى‏تان همه در این سرزمین است و نمى‏توانید از اینجا صرفنظر كرده چشم بپوشید، اما قریش و غطفان تنها به منظور جنگ با محمد به این سرزمین آمده‏اند و گر نه خانه و زندگى و زن و فرزندشان در جاى دیگرى است، و از این رو آنها تا وقتى كه بتوانند در این سرزمین مى‏مانند و در برابر محمد مقاومت مى‏كنند تا شاید دستبردى زده و غنیمتى به دست آورند و احیانا محمد و یارانش را سركوب كنند، ولى اگر نتوانستند و اوضاع را دگرگون دیدند بدون آنكه فكر آینده شما را بكنند و حتى بى آنكه با شما مشورتى بكنند، به شهر و دیار خود باز مى‏گردند و شما را در برابر این مرد تنها مى‏گذارند و آن وقت است كه شما بتنهایى نیروى مقاومت با او را ندارید و معلوم نیست به چه سرنوشتى دچار خواهید شد، و از این رو من صلاح شما را در این مى‏بینم كه تا چند تن از بزرگان قریش و غطفان را به گروگان نگیرید و نزد خود نگاه ندارید اقدام به جنگ با محمد نكنید، تا قبایل مزبور به خاطر بزرگان خود تا آخرین رمقى كه دارند پایدارى كرده و شما را رهانكنند و بروند!

    بنى قریظه فكرى كرده گفتند: راست مى‏گویى مصلحت در همین است كه تو مى‏گویى و باید همین كار را كرد، و مقدارى هم از نعیم تشكر كردند كه این راه را جلوى پاى آنها گذارد.

    از آن سو به نزد ابو سفیان و سران قریش آمده و همان گونه كه به بنى قریظه گفته بوده شمه‏اى از علاقه و دلسوزى خود نسبت به قرشیان سخن گفت و آنها نیز سخنانش را تصدیق كردند، آن گاه با قیافه‏اى دلسوزانه گفت: مطلبى شنیده‏ام كه چون به شما علاقه داشتم وظیفه خود دانستم كه هر چه زودتر آن را به اطلاع شما برسانم اما به شرط آنكه این خبر پیش خودتان مكتوم و پوشیده بماند!

    بزرگان قریش گفتند: مطمئن باش كه هر چه بگویى به كسى نخواهیم گفت.

    نعیم لب گشوده گفت: شنیده‏ام كه یهودیان بنى قریظه از نقض عهدى كه با محمد كرده و پیمانى كه شكسته‏اند سخت پشیمان شده و براى اینكه محمد را از خود راضى سازند و این عمل خود را جبران كنند براى او پیغام داده‏اند كه ما به هر ترتیبى شده نقشه‏اى مى‏كشیم و چند تن از بزرگان قریش و غطفان را به گروگان مى‏گیریم و تسلیم تو مى‏نماییم تا آنها را گردن بزنى و سپس به یارى تو آمده و به جنگ بقیه آنها مى‏رویم و تارومارشان مى‏كنیم؟ و محمد با این شرط حاضر شده كه از خیانت آنها صرفنظر كند و پیمان شكنى آنها را نادیده بگیرد، اكنون آمده‏ام به شما بگویم: اگر بنى قریظه كسى را فرستادند تا از شما افرادى را گروگان بگیرند مبادا قبول كنید و كسى را به دست آنها بدهید كه دانسته او را به كشتن داده‏اید!

    از آن سو به نزد بزرگان قبیله خود ـ یعنى غطفان ـ نیز رفت و عین همین سخنان را به آنها گفت و از آنها خواست تا مطلب را مكتوم و پنهان دارند، و آنها نیز پذیرفته و خود به انتظار نتیجه كارى كه انجام داده بود به خیمه رفت.

    نعیم كه گویا براى چنین كارى ساخته شده بود فكرى كرد و از جا برخاسته به دنبال این مأموریت تاریخى رفت، و آن را بخوبى انجام داد، بى آنكه كسى از اسلام و یا نقشه ماهرانه او با خبر شود.
     

     

    تفرقه بیانداز وپیروز باش

    از آنجا كه خدا مى‏خواست تدبیر نعیم بن مسعود در تفرقه دشمن بى‏اندازه مؤثر واقع شد، و به دنبال آن ابو سفیان عكرمة بن أبى جهل را با چند تن از سران قریش وغطفان به نزد یهود بنى قریظه فرستاد و براى آنها پیغام داد كه ما نمى‏توانیم در این شهر زیاد بمانیم و اسبان و شترانمان دارند هلاك مى‏شوند و بیش از این توقف در بیرون شهر براى ما مقدور نیست و بدین جهت آماده باشید تا فردا حمله را شروع كنیم و كار را یكسره كنیم!

    از قضا هنگامى كه عكرمه و همراهانش براى رساندن این پیغام به نزد بنى قریظه آمدند مصادف با شب شنبه بود و یهود مزبور در جواب آنها گفتند: فردا كه شنبه است و ما در آن روز به هیچ كارى دست نمى‏زنیم، و گذشته از آن تا شما چند تن از بزرگان و سران خود را به عنوان گروگان به ما نسپارید ما اقدام به جنگ نمى‏كنیم، زیرا ممكن است جنگ طولانى شود و شما از ادامه جنگ خسته شوید و به شهر خود بازگردید و ما را در برابر محمد تنها بگذارید، و در چنین وضعى دیگر ما قادر به ادامه جنگ با او نخواهیم بود.

    فرستادگان قریش به نزد ابو سفیان بازگشتند و آنچه را یهودیان گفته بودند به وى بازگفتند، و همگى اظهار داشتند: به خدا نعیم بن مسعود راست گفت و چه خوب شد كه ما را از نیرنگ اینان با خبر كرد و به همین جهت براى بنى قریظه پیغام فرستادند كه ما هرگز چنین كارى نخواهیم كرد و كسى را به عنوان گروگان به شما نخواهیم سپرد، و شما خود دانید مى‏خواهید جنگ كنید و مى‏خواهید نكنید.

    یهود نیز وقتى این پیغام را دریافت كردند با هم گفتند: به خدا نعیم بن مسعود راست گفت، و چه خوب شد كه ما را با خبر كرد، قرشیان مى‏خواهند جنگ را شروع كنند تا اگر توانستند دستبردى بزنند و گرنه ما را تنها گذارده و به شهر و دیار خود فرار كنند، و به همین جهت براى قریش و غطفان پیغام دادند: ما نیز تا افرادى را به عنوان گروگان به ما ندهید شروع به جنگ نخواهیم كرد.


    امام علی (ع)

     

    همانگونه که در مطالب گذشته بیان شد،کارزار احد به غربال مومنان حقیقی از انبوه مسلمانان تبدیل گشت. با هجوم خالد ابن ولید به لشگریان آزمند مسلمان و چشم در خاک غنایم دوخته ،غبار اسبان تیز تاز مشرکین با لبه خون چکان شمشیر بر این چشمان طماع فرو نشست.چشم های خالی از بصیرت وآکنده از هراس میدان جهاد ورسول خدا را تنها گذاشتندبه جز شیر خدا ،حیدر کرار،علی ابن ابیطالب(علیه السلام).

    شیخ مفید (ره) از زید بن وهب نقل کرده که گوید: به عبد الله بن مسعود گفتم: مردم در آن روز بجز على بن ابیطالب و

    ابو دجانه و سهل بن حنیف از اطراف رسول خدا (ص) گریختند؟ ابن مسعود گفت: تنها على بن ابیطالب ماند و بقیه رفتند و طولى نکشید که چند تن بازگشتند و به دفاع از پیغمبر (ص) پرداختند که نخست عاصم بن ثابت و سپس ابو دجانه، سهل بن حنیف، طلحة بن عبید الله بودند و زید بن وهب از او پرسید: تو کجا بودى؟ عبد الله بن مسعود گفت: من هم گریختم ...

    و در شرح دیوان على (ع) و برخى کتابهاى دیگر نیز از زید بن وهب نقل شده که تنها کسى که با آن حضرت ماند على (ع)بود و چند تن دیگر مانند ابو دجانه و سهل بن حنیف بعدا آمدند و قاضى دحلانـیکى از مورخان اهل سنت روایت کرده که‏على (ع) فرمود: در آن حال به اطراف خود نگریستم و رسول خدا (ص) را ندیدم، در میان کشتگان نیز نظر کردم او را ندیدم با خود گفتم : به خدا سوگند پیغمبر کسى نیست که از جنگ فرار کند در میان کشتگان هم که نیست پس ممکن است خداى تعالى به خاطر رفتار ما او را به آسمان برده باشد و از این رو من هم جنگ مى‏کنم تا کشته شوم و با همین تصمیم غلاف شمشیرم را شکستم و شروع به جنگ کردم و دشمن که چنان دید جلوى مرا باز کرد ناگاه چشمم به رسول خدا (ص) افتاد که در جاى خود ایستاده.

    و در روایات دیگر است که على (ع) پیش آمد و شروع کرد دشمنان را از اطراف پیغمبر دور کردن، رسول خدا (ص) چشمش را گرداند و على را دید و از او پرسید: مردم کجا رفتند؟ پاسخ داد پیمانها را شکستند و گریختند، فرمود: تو چرا با آنها فرار نکردى؟ على(ع)عرض کرد: کجا بروم و تو را رها کنم به خدا از تو جدا نخواهم شد تا کشته شوم یا اینکه خدا تو را پیروز گرداند. فرمود: پس این دشمنان را از من دور کن، على (ع) براى دفاع از آن حضرت به هر سو حمله مى‏کرد تا شمشیرش شکست و رسول خدا (ص) در آن حال ذوالفقار را به دست او داد و گفت: با این شمشیر جنگ کن تا آنجا که محدثین شیعه و اهل سنت مانند طبرى و ابن اثیر و دیگران همه نوشته‏اند جبرئیل در آن حال به نزد رسول خدا (ص) آمده و عرض کرد:

    «ان هذه لهى المواساة»

    [براستى که این معناى مواسات و برادرى است که على نسبت به تو انجام مى‏دهد!]
    روهاتان سیاه باد به کجا فرار مى‏کنید؟ به سوى دوزخ! و ما همچنان به عقب مى‏رفتیم که دوباره على (ع) در حالى که شمشیر پهنى در دست داشت و از آن خون مى‏چکید به سوى ما آمد و گفت: پیمان بستید و آن را شکستید؟ به خدا سوگند شما سزاوارترید به کشته شدن از اینان که من مى‏کشم!

    در چند روایت است که گفت: براستى فرشتگان از این مواسات و فداکارى على به شگفت آمده‏اند .

    رسول خدا (ص) فرمود: آرى «انه منى و أنا منه» [على از من است و من از اویم.] جبرئیل گفت: «و أنا منکما» [من هم از شما هستم.]

    و در آن هنگام صدایى شنیده شد که چند بار گفت: «لا فتى الا على لا سیف الا ذوالفقار.»

    ابن أبى الحدید پس از نقل این قسمت گوید:

    علی(ع)

    این خبر را جماعتى از محدثین براى من نقل کرده و از خبرهاى مشهور است.

    و در تفسیر على بن ابراهیم است که در آن گیرودار نود جراحت و زخم بر سر و رو و سینه و دست و پاى على (ع) وارد شد. و در سیره حلبیه از زمخشرى نقل کرده که خود على (ع) فرمود: در آن روز شانزده ضربت به من خورد که چهار بار به زمین افتادم و در هر بار مردى خوش صورت و خوش بو مى‏آمد و بازوى مرا مى‏گرفت و از زمین بلندم مى‏کردم و مى‏گفت: پیش برو و در راه پیروى و اطاعت خدا و رسول او شمشیر بزن که آن هر دو از تو خوشنودند، و چون بعدها توصیف آن مرد را براى رسول خدا (ص) کردم فرمود: او را شناختى؟ گفتم:نه،ولى شبیه به دحیه کلبى بود، فرمود: او جبرئیل بوده.

    على بن ابراهیم از عمر بن خطاب نقل مى‏کند که در آن گیرودار وقتى ما دیدیم در برابر مشرکین نمى‏توانیم مقاومت کنیم و رو به فرار نهادیم ناگهان على بن ابیطالب را دیدم که چون شیر خشمناکى به این سو و آن سو حمله مى‏کند و چون چشمش به ما افتاد مشت ریگى برداشت و بر روى ما پاشید و گفت: روهاتان سیاه باد به کجا فرار مى‏کنید؟ به سوى دوزخ! و ما همچنان به عقب مى‏رفتیم که دوباره على (ع) در حالى که شمشیر پهنى در دست داشت و از آن خون مى‏چکید به سوى ما آمد و گفت: پیمان بستید و آن را شکستید؟ به خدا سوگند شما سزاوارترید به کشته شدن از اینان که من مى‏کشم!

    عمر گوید: در آن حال به چشمان على (ع) نگاه کردم دیدم مانند دو کاسه خون است و من چنان دیدم که الآن است که ما را بکشد از این رو پیش رفتم و گفتم: یا أبا الحسن اجازه بده تا بگویم: رسم عرب چنان است که گاه فرار مى‏کند و گاه حمله مى‏کند، و در حمله بعدى جبران فرار را خواهد کرد! در این‏جا بود که گویا على(ع)شرم کرد و از ما گذشت و دل من قدرى آرام شد، و تا به حال هرگاه آن منظره را به یاد مى‏آورم قلبم مى‏تپد، و در آن حال کسى با رسول خدا (ص) نماند جز على و ابو دجانه! و در تفسیر مجمع البیان از انس بن مالک روایت کرده که على(ع)در آن روز بیش از نود زخم و جراحت از شمشیر و نیزه و تیر بر بدنش رسیده بود که رسول خدا (ص) پس از جنگ دست بر آن زخمها مى‏کشید و به اذن خداى تعالى التیام مى‏یافت.


    قرآن

    قرآن منسوب به امام زمان(عج) در هفته كتاب رونمایی می‌شود

    كتابخانه مجلس شورای اسلامی همزمان با هفدهمین دوره هفته كتاب جمهوری اسلامی ایران، قرآن منسوب به امام زمان(عج) را چاپ و رونمایی می‌كند. 

    مجلس شورای اسلامی به‌مناسبت صدمین سالگرد تأسیس خود و سی‌امین سالگرد انقلاب اسلامی یكی از قرآن‌های نفیس موجود در گنجینه خود به نام «قرآن موسوم به امام زمان(عج)» را از سال گذشته برای چاپ عكسی آماده كرده است. این قرآن پیش از این قرار بود در هفدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن كریم چاپ شود، اما به دلیل تغییر كیفیت چاپ به تعویق افتاد.

    «احسان‌الله شكراللهی»، مدیر روابط عمومی و امور بین‌الملل كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شورای اسلامی، با اعلام خبر انجام مراحل پایانی چاپ و رونمایی از این قرآن در هفته كتاب جمهوری اسلامی ایران به ایكنا گفت: چاپ قرآن ظرایفی دارد، هرچه قدر یك كاتب دقیق‌النظر و اهل صحت در كتابت باشد، باز در كتابت جلد كامل قرآن ممكن است اشتباهاتی در خط، نگارش كلمه، نگارش حرف، علائم سجاوندی و اعرابی به‌ وجود آید، طبیعتاً باید این اشكالات بر‌طرف می‌شد، چرا كه قرار است قرآن صحیحی منتشر كنیم. ما باید با مشاوران هنری و فنی مختلفی مشورت می‌كردیم، هم‌چنین به دلیل بالابردن كیفیت چاپ و عرضه اثری فاخرتر مدت‌زمان چاپ این قرآن طولانی‌تر از موعد مقرر شد.

    وی ادامه داد: هم‌اكنون ویرایش و تأیید چهار صفحه دیگر از این قرآن باقی مانده است و با اتمام این كار قرآن به صورت كامل آماده چاپ خواهد بود. در روند جدید چاپ، قرآن با وضوح بیشتر و كیفیت بالاتر با استفاده از پیشرفته‌ترین دستگاه‌های چاپ عكسی چاپ می‌شود.

    شكراللهی گفت: كتابخانه مجلس شواری اسلامی بیش از 100 نسخه كامل نفیس از قرآن دارد، كه قرآن موسوم به امام ‌زمان(عج) كه در زمان صفویه تا اوایل قاجاریه به خط «احمد نیریزی» كتابت شده و «بیگلر بیگی» آن را وقف كرده، تا توسط وراث به دست مبارك امام زمان(عج) برسد، یكی از نفیس‌ترین این نسخه‌هاست.

    وی در پایان گفت: قرآن منسوب به امام زمان(عج) آبان‌ماه سال جاری چاپ و در هفدهمین هفته كتاب جمهوری اسلامی ایران رونمایی و عرضه می‌شود.



    باران حکمت(18)

    (تفسير تمثيلي سوره حمد)

    گل

    اخلاص را از گل بياموزيم!

     

    اشاره:

    درسلسله مباحث تفسيري "باران حکمت"، که به صورت روزانه پيشکش حضورتان مي شود، برآنيم تا در هر نوبت، کام جانتان را با يک شاخ نبات مثال از مفاهيم بلند سوره حمد شکربار کنيم.

     

    براي آگاهي از سير بحث، شماره هاي گذشته را حتما بخوانيد:

    باران حکمت(17)، باران حمکت(16)، باران حکمت(15)، باران حکمت(14)، باران حکمت(13)، باران حکمت(12)

     

    تفسير آيه شريفه: اياک نعبد و اياک نستعين

    عبادت وقتي مزه مي‏دهد که خالص باشد. شير را اگر با آب درهم آميزيم حجم آن زياد خواهد شد اما بي‏مزه مي‏شود، و ديگر نه آن رنگ را دارد و نه آن طعم و نه آن غلظت و سنگيني و نه آن ارزش را.

    عبادت هم همين‏طور است وقتي مزه مي‏‏دهد و ارزش دارد که خالص باشد يا فقط به خاطر خدا باشد.

    اساساً خلوص و خالص بودن به هر کجا و در هر چيزي که پا نهد ارزش و بها مي‏بخشد.

    ببين! شراب نجس اگر خالص باشد قيمت آن از شراب ناخالص و دردآميز بيشتر است. حال وقتي که خالص بودن و قاطي نداشتن به شراب آلوده قيمت مي‏بخشد اگر اعمال پاک انساني به خلوص آراسته شوند يعني از سر اخلاص صورت پذيرد چه ارزش و بهايي خواهد يافت.

    براي گل‏ها چه فرقي مي‏کند که در باغ و پيش چشم رهگذران باشند و يا در کوه هيماليا و دور از نظاره ديگران. بياييم اخلاص را از گل‏ها ياد بگيريم، ما هم به دنبال ديده شدن نباشيم بلکه در هواي او بوده و رضاي او را دنبال کرده و عبادت‏هاي خود را خالص کنيم، زيرا تنها عبادت خالص است که بالا مي‏رود و اگر بالا برود چه برکاتي که فرود مي‏آورد.

    و «اياک نعبد» يعني اگر من در يک اداره، وقت نماز، اول همه به نمازخانه آمده و به نماز مي‏ايستم نه از ترس حراست است و نه به خاطر اينکه مرا اهل نماز بدانند و در نتيجه نسبت به من خوشبين شده و امتيازات لازم را کسب نمايم، و نه به خاطر اين است که از اين رهگذر جلب اعتماد ديگران نمايم.

    «اياک نعبد» يعني اگر به ديگران در سلام کردن پيش دستي مي‏کنم  نه به خاطر اين است که در نگاه مردم آدمي افتاده و متواضع جلوه کنم، يا اگر با مردم گرم مي‏گيرم نه به خاطر اين است که بگويند فلاني خون گرم است يا روابط عمومي او قوي است بلکه به خاطر اين است که تو دوست داري اينگونه باشم.

    عبادت يعني کار با اخلاص کردن

    يادت باشد پول‏دارها هميشه از هر چيزي خالص آن‏را مي‏خواهند يعني پول خوب مي‏دهند جنس خوب را هم مي‏خرند.

    شما هيچ وقت ديده‏اي که کسي با ماشين آخرين مدل خود کنار يک ميوه فروشي پارک کند و وارد مغازه شده و ميوه‏هاي درهم را از دم برداشته و در پاکت بريزد؟

    خدا هم که در همين سوره حمد خواندي و شنيدي که مالک است و اصلاً از او داراتر کسي نيست، پس او هم عبادت ناب و خالص را مي‏خواهد البته حق هم دارد چون پاداش خوبي هم مي‏دهد.

    البته بهتر است عبادت را کمي معنا کنيم چون تا بگوييم عبادت ذهن و خيال خيلي‏ها مستقيم متوجه تسبيح و سجاده و مهر و پيشاني مهر بسته و يا پيوسته خم و راست شدن و لب‏ها را به نشانه‏ ذکر گفتن بالا و پايين کردن، مي‏شود.

    خيلي آسان و روشن بگويم: هر کاري که به خاطر خدا صورت پذيرد عبادت است، پس اگر کسي خم شود و پوسته خربزه يا موزي از سر راه مردم برداشته و به کناري بياندازد آنهم به خاطر خدا و نه جلب توجه و نگاه ديگران، عبادت کرده است.

    پرستاري که بيمار خود را خوب مراقبت مي‏کند و يا پانسمان او را به موقع و با دقت تعويض مي‏کند و براي او هيچ تفاوت نکند که بيمار براي خود کسي است يا نه، يا کسي دارد يا نه، يا کسان او حضور دارند يا نه، بلکه تنها براي خدا انجام دهد او عبادت کرده است.

    پس عبادت يعني کار با اخلاص کردن.

    کار با اخلاص يعني انسان همان رفتاري را داشته باشد که گل‏ها دارند.

    شما ببين گل‏ها چه ديده شوند و چه ديده نشوند شکفته و عطرافشاني مي‏کنند و برايشان ديده شدن يا نشدن يکسان است.

    براي گل‏ها چه فرقي مي‏کند که در باغ و پيش چشم رهگذران باشند و يا در کوه هيماليا و دور از نظاره ديگران.

    بياييم اخلاص را از گل‏ها ياد بگيريم، ما هم به دنبال ديده شدن نباشيم بلکه در هواي او بوده و رضاي او را دنبال کرده و عبادت‏هاي خود را خالص کنيم، زيرا تنها عبادت خالص است که بالا مي‏رود و اگر بالا برود چه برکاتي که فرود مي‏آورد.

    درختان جنگل را نديده‏اي که عرق مي‏کنند و از خود ترشحاتي بروز داده و به آسمان فرستاده و به ابرها مي‏رسانند، ابرها نيز بارور شده و فرو مي ريزند، و از اين روست که هميشه سبز و خرم و با نشاط‏‏اند.

    من اصعد الي الله خالص عبادته اهبط الله عزّ و جلّ افضل مصلحته

    هر کس که عبادت خالص خود را به سوي خداوند بالا فرستد، او نيز آنچه صلاح و مصلحت و خير وي در آن است فرود آورده و نازل مي‏کند.


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .